مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: محمدرضا خرمی زاده, محمد پزشکی, پروین منصوری
کلیدواژه ها : درماتیت - ماتریکس متالوپروتئیناز 2 - فیبروبلاست - زایموگرافی
: 23036
: 19
: 0
ایندکس شده در :
ارزیابی فعالیت ماتریکس متالوپروتئیناز-2 در درماتیت نیکلی بهروش زایموگرافی در مقایسه با افراد طبیعیرضا فلک* دکتر محمد رضا خرمیزاده** دکتر محمد پزشکی*** دکتر پروین منصوری*****کارشناس ارشد ایمونولوژی، دانشگاه علوم پزشکی ایران**دانشیار بیوتکنولوژی دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران*** دانشیار ایمونولوژی دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران**** استاد پوست، بیمارستان امام خمینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران چکیدهزمینه و هدفماتریکس متالوپروتئینازها در ترمیم زخم نقش اساسی دارند. فیبروبلاستها منبع اصلی تولید این آنزیمها در پوست هستند. این مطالعه جهت بررسی تغییرات احتمالی فعالیت ماتریکس متالوپروتئیناز-2 در فیبروبلاستهای لایه درمال اطراف ضایعات درماتیت مزمن نیکلی انجام گردید. روش بررسی برای مطالعه نقش ماتریکس متالوپروتئیناز-2 در درماتیت تماسی آلرژیک، فیبروبلاستهای لایه درمال اطراف ضایعات درماتیتی بیماران مبتلا به درماتیت نیکلی و افراد طبیعی کشت داده شد و فعالیت و کینتیک تولید ماتریکس متالوپروتئیناز-2 در مایعرویی محیط کشت بهروش زایموگرافی اندازهگیری و با استفاده از نرم افزار کامپیوتری دانسیتومتری (UVI) مورد ارزیابی کمّی مقایسهای قرار گرفت. همچنین از آزمونMTT برای بررسی و مقایسه تکثیر سلولهای فیبروبلاست ضایعات درماتیت نیکلی در مقایسه با فیبروبلاستهای افراد طبیعی استفاده شد. یافتههازایموگرافی اختلاف معنیداری بین فعالیت ماتریکس متالوپروتئیناز-2 سلولهای بیماران درماتیت نیکلی در مقایسه با سلولهای طبیعی بهخصوص در فاصله روزهای ششم الی هشتم پس از کشت نشان داد که بر اساس واحد محاسبه شده دانسیتومتری، میانگین و انحراف معیار در سلولهای بیماران و سلولهای طبیعی بهترتیب (2/9±170) در مقابل (9/5±3/134) بود (05/0< P) همچنین بین روزهای ششم الی هشتم پس از کشت میزان تکثیر فیبروبلاستهای بیماران (2816±385938) در مقایسه با فیبروبلاستهای طبیعی (6527±270261) بهطور معنیداری بیشتر بود (05/0P
نویسندگان: امید امینیان , الهام اصغری رودسری, سیداکبر شریفیان
کلیدواژه ها : بیماری شغلی - درماتیت تماسی - درماتیت شغلی
: 20338
: 9
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: بیماری های پوستی وابسته به کار از مهمترین و شایعترین بیماریهای شغلی می باشند . عکاسان در طیپروسه ظهور عکس با انواع مواد شیمیایی تماس پیدا می ک نند و همین امر باعث می شود که این افراد مستعد ابتلا بهانواع بیماریهای پوستی (درماتیت تماسی، لوکودرما، لیکن پلان، ... ) باشند.روش کار : در این مطالعه مقطعی با روش نمونه گیری تصادفی ساده 100 عکاس انتخاب شده و با استفاده ازپرسشنامه و معاینه بالینی مورد برر سی قرار گرفتند . اطلاعاتی از جمله سن، جنس، سابقه کار، وجود بیماریپوستی وابسته به کار، آتوپی، آلرژی و استفاده از دستکش کسب شد و نتایج با استفاده از روش های توصیفیو محاسبه خطر نسبی ارائه شد.نتایج: از کل افراد مورد مطالعه 86 نفر مردو 14 نفر زن بودند. 33 % افراد درماتوز داشتند، که در 24 % آنها درماتیتتماسی، 2% لوکودرما و 3% هایپرپیگمانتاسیون ناخنها دیده شد . در 43 مورداز چاپ دستی و در 57 مورد از چاپکامپیوتری استفاده می شد. در عکاسانی که چاپ دستی داشتند نسبت به عکاسانی که چاپ کامپیوتری داشتند به طور7/4 =خطر نسبی). از کل افراد 41 نفر از دستکش استفاده نم یکردند، ،، p<0/ معنی داری بیماری پوستی بیشتر بود. ( 001در این افراد ن سبت به افرادی که از دستکش استفاده می کردند بیماری پوستی به طور معنی داری بیشتر بود .4/11 = خطر نسبی). ، p<0/05)بحث: در کل بنظر می رسد برای پیشگیر ی از بیماری پوستی عکاسان در طی پروسه ظهور عکس، استفاده ازدستکش مناسب و فراهم کردن تهویه کافی، اساسی و الزا می باشد. از سوی دیگر آموزش این افراد در موردخطرات مواد شیمیایی که با آن در طی پروسه ظهور فیلم سروکار دارند، نحوه صحیح کار و تماس هر چهکمتر با مواد شیمیایی بخصوص در عکاسان تازه کار ضروری است.
نویسندگان: پروین منصوری
کلیدواژه ها : آنتي بادي - پسوريازيس - كانديدا آلبيكنس - پوست سر - پيتيروسپوروم اووال - عوامل مخمري
: 18493
: 37
: 0
ایندکس شده در :

  سابقه و هدف : پسوريازيس پوست سر يك بيماري چندعاملي مي باشد و يكي از فرضيه هاي احتمالي در اين زمينه نقش عوامل مخمري مي باشد . لذا در اين تحقيق به بررسي فراواني مخمرها در كشت پوست سر و نيز سطح آنتي بادي هاي ضدمخمري در سرم افراد پسورياتيك و مقايسه آن با جمعيت شاهد پرداخته ايم .

  مواد و روشها : اين مطالعه يك بررسي تحليلي مقطعي است كه بر روي 80 نفر شامل دو گروه 40 نفري از بيماران دچار پسوريازيس و گروه شاهد انجام شده است . افراد مذكور به صورت تصادفي ساده از بين جمعيت مراجعه كننده به درمانگاه پوست بيمارستان امام خميني تهران در سال 1378 انتخاب شدند .

  يافته ها : 38 بيمار (95 درصد) در گروه پسورياتيك و 5 بيمار (12/5درصد) در گروه شاهد داراي نتايج كشت مثبت از نظر مخمر بودند (P= 0/0001). اختلاف آماري معني داري بين افراد پسورياتيك و شاهد از نظر سطح آنتي بادي هاي ضد آنتي ژنهاي كانديدا آلبيكانس و پيتيروسپوروم اووال وجود داشت (P=0/0001).

  نتيجه گيري : عوامل مخمري به احتمال زياد نقش مؤثري در فيزيوپاتولوژي بيماري پسوريازيس ايفا مي نمايند و لذا استفاده از درمانهاي ضد اين گونه عوامل مي تواند نقش بسزايي در درمان پسوريازيس پوست سر داشته باشد .

نویسندگان: احمد مسعود, پروین منصوری
کلیدواژه ها : ايمونوفنوتايپينگ - ايمونولوژی - خون محيطی - ويتيليگو
: 19762
: 36
: 0
ایندکس شده در :

  سابقه و هدف : ويتيليگو بيماري پوستي است كه با از بين رفتن ملانوسيت ها موجب ظهور ماكول هاي سفيد رنگ در پوست مي شود. علت بيماري به طور كامل شناخته شده نمي باشد و نظريه هاي مختلفي را مطرح مي نمايند، وليكن تحقيقات مختلف نقش ايمني بدن را حائز اهميت مي دانند. به همين منظور اين مقاله تحقيقاتي با هدف بررسي قسمتي از سيستم ايمني اين بيماران انجام شده است.

  مواد و روش ها: دراين مطالعه مورد-شاهدي، تعداد 58 نفر شامل23بيمار ويتيليگوي فرم فعال و13 نفر فرم پايداربيماري به همراه 22 نفر گروه شاهد مورد بررسي قرار گرفتند. از همه شركت كنندگان خون گيري به عمل آمد با كمك آنتي بادهاي منو كلونال و به سيله تكنيك فلوسيتومتري رده هاي لنفوسيت هاي TCD4 ، T ، B و TCD8 خون محيطي سنجيده شد.سپس مقادير بدست آمده با افراد گروه شاهد مقايسه گرديد و با استفاده از نرم افزار آماري SPSS نسخه 10 تجزيه وتحليل داده ها انجام شد(5%= p ).

  يافته ها: دردو گروه مطالعه مورد در مقايسه با گروه شاهد ، بيماران فرم پايدار تنها لنفوسيت هاي 8 TCD كاهش معني داري را نشان دادند(14../.= p ). در حالي كه درگروه فعال بيماري لنفوسيت هاي 8 TCD (2.../.= p )و( CD19 ) B (62../.= P )كاهش معني داري داشتند و نسبت CD4 به ( CD8 / CD4 ) CD8 نيز به طرز معني داري بالاتر رفته بود (1.../.= P ).

  نتيجه گيري: براساس يافته هاي حاصل از مطالعه حاضر، تغيير لنفوسيت هاي خون محيطي در بيماران ويتيليگوومخصوصا" در فرم فعال بيماري مشاهده مي گردد و مي توان نتيجه گيري نمود كه احتمالا" پاسخ هاي ايمني و به ويژه پاسخ هاي ايمني سلولي در پاتوژنزبيماري از اهميت بيشتري برخوردارمي باشد.